الشيخ أبو الفتوح الرازي

19

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

وجه سيم ( 1 ) آن است كه : مراد آن سنگهاست كه در وقت عقوبت كفّار و هلاك ايشان فرود آمد ، چنان كه بر قوم لوط و جز ايشان في قوله وَأَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ ( 2 ) . و وجه چهارم آن است كه : آيت جارى مجراى آن آيت است كه حق تعالى گفت : لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَه خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه ( 3 ) . . . ، و معنى آيت آن است كه : اگر ما اين قرآن را بر كوهى فرو فرستيم با صلابت و شدّتش و او عاقل و سامع بود ، خاشع و ذليل شود ، و از ترس خداى تعالى شكافته گردد . يعنى از سنگها بهرى آن است كه با صلابت و شدّت او اگر عقل دارد و ترس خداى تعالى به او رسد ، بر جاى بنماند ، و از آن جا كه باشد زايل شود و فرود آيد . قولى دگر آن است كه : « منها » راجع نيست با « حجارة » ، بل راجع است با « قلوب » ، و تقدير چنان است كه [ و إنّ من القلوب يهبط اى يخشع و يخضع و يذلّ من خشية اللَّه ، و از دلها بهرى آن است كه ] ( 4 ) از ترس خداى تعالى خاشع و خاضع شود ، و آن دل مؤمنان است ، و اين وجه ضعيف است براى آن كه مخالف نظم آيت است . و وجهى چند ديگر گفتند ، امّا براى آن كه ضعيف است نياورديم . * ( وَمَا اللَّه بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * ، « ما » نفى راست به معنى « ليس » ، و در خبر او گاه « با ( 5 ) » باشد و گاه نباشد ، تقول : ما زيد بمنطلق و منطلقا ، و خداى تعالى غافل نيست از آنچه شما مىكنيد . ابن كثير تنها به « يا » خواند [ 103 - ر ] خبر از غايب ، آنچه ايشان مىكنند . و جملهء قرّاء به « تا » ى خطاب خوانند . * ( أَفَتَطْمَعُونَ ) * ، « الف » ، استفهام است و مراد انكار ، و مورد آيت قطع طمع رسول است - عليه السّلام - و طمع مؤمنان از ايمان ايشان ، گفت : طمع مىدارى كه ايشان ايمان آرند و شما را باور دارند ، و جماعتى از ايشان آنانند كه كلام خداى مىشنودند و تحريف و تغيير مىكردند ، يعنى اينان خلف آن سلفاند كه تغيير كتاب ( 6 ) خداى

--> ( 1 ) . مج ، وز : سه‌ام ، دب ، آج ، لب ، فق : سيوم . ( 2 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 82 . ( 3 ) . سورهء حشر ( 59 ) آيهء 21 . ( 4 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 5 ) . لب : لى . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كلام .